تبليغاتX
دختر مرداد


دختر مرداد

مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها

                                               غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم

بگویم عاشقم، بی همدمم، دیوانه ام، مستم

                                               نمی دانم کدامین حال و درد خويشتن  گویم

از آن گمگشته من هم نشانی  أور اي قاصد

                                               که چو ن یعقوب نا بینا سخن با پیرهن گویم

تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم

                                               خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم

                                              

 

نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 19:21 توسط نازنین| |

ایام محرم را به تمام مردم ایران زمین تسلیت عرض مینمایم

امشب فکر کنم چهارمین شب محرم بود.ایام سوگواری خیلی گرم اجرا شدو هوای سرد رو خنثی میکرد. نوحه هایی که برای امام حسین میخوندن عذاداری هایی که میکردن تا یاد آن شهید بیفتن عالی بود. تازه یکی از دوستای قدیمیم رواونجا دیدم و کلی با هم حرف زدیم و یاد آن دوران کودکی که ایام محرم همیشه در محله خودمان قدم میزدیم و از تکیه ها دیدن میکردیم افتادیم. آخه چه دورانی بود وما لحظات تلخ وشیرینش رونمی دونستیم

نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 0:50 توسط نازنین| |

امروز بازم با این آقاهه... درس داشتیم

بابا همش جوکه ها از بس به این پسرها درس میده یادش رفته که ما دختریم

همیشه پای تابلو میگه ببین آقا... هی که بهش میگیم آخه برادر من ما خانومیم دوباره حرف خودش رو میزنه  آخه من نمیدونم ما که هنوز را هنمایی هستیم ما رو چه به این که یه آقا بیاد درسمون بده

یادش بخیر پارسال هم که باهاش کلاس داشتیم یه روز رفته بودیم زیر زمین که یهو یه سوزن رفت تو پاش بعدش سارا جون (همون نمک دون کلاسمون) بهش گفت اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره این آقا هم که بدجوری پیر

همیشه موقع درس دادن یه کلمه درس میده بقیش یه ریز حرف میزنه

این بود خصو صیات یکی از دبیرای ما

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 13:11 توسط نازنین| |

خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت ای وای بر اسیری کز یاد یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشد چون باد رفته باشد از آه درد ناکی سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد آواز تیشه امشب از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد شادم که از رقیان دامن کشان گذشتی گو مشت خاک ماهم بر باد رفته باشد
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 19:15 توسط نازنین| |

امشب خونه ی یکی از دوستام برای درست کردن روزنامه دیواری رفتیم

مثلا درست کردن روزنامه دیواری.اما فقط گفتیم وخندیدیم ومسخره بازی درآوردیم.

ولی یه کارایی هم کردیم تازه خیلیم قشنگ و ناز شده بود.باقیش هم موند واسه بعد...

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 22:47 توسط نازنین| |

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:29 توسط نازنین| |

دیشب فیلم گام های معلق رو دیدم فیلم خوبی بود ولی...

حالا می خواست بگه که اگه دخترا اینجوری کنن اون جوری میشه و این حرفها...

بابا وضع خرابه و با این فیم ها نمی تونن تغیرش بدن همینه که هست

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:48 توسط نازنین| |

هوا اینجا خیلی گرمه فکرش رو بکن هنوز کولر روشنه.هنوزشرجی رو احساس میکنم.دیروز تلفنی با خواهرم صحبت کردم اون گفت که هوای اونجا خیلی سرده.خوش به حالش.باور می کنید من تو عمرم برف ندیدم ولی خواهرم دیده خیلی دوست دارم که ببینم بازی کردن بابرف چه لذتی داره.

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:33 توسط نازنین| |

امشب بعد چند روز دوباره رفتم نت این درسا بد جوری مخم رو مشغول کردن.بابا دیروز یکی از دبیرامون یه تحقیق بهمون گفته بود اعصابم رو خورد کرد این تحقیقه.گفته بود در مورد سلمان بنویسید منم مثل همیشه سراغ نت رفتم فکرش رو بکن به جای این یارو سلمانه سلمان خان اومده.از اون طرف عکس های علی دایی اومده بابا قاطی داره ها!

راستی امروز فوتبال بد جوری حالمون رو گرفت ها!(البته پرسپولیسی هارو)تا داشتیم ذوق وشوق میکردیم که گل زدیم یه دفعه گل خوردیم چه وضعشه بابا!

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:15 توسط نازنین| |

صبح باید برم مدرسه وباز مثل هر شب بیخوابی زده سرم

همه ی کارامو کردم ها ولی اصلا خوابم نمیاد.فکر کنم فردا موقع کلاس بندی چرت بزنم.وای از دست این بیخوابی وای!چه قدر روزاول مدرسه ذوق وشوق داره ها بعدش نچ.

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 5:15 توسط نازنین| |


Design By : Night Skin