مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم بگویم عاشقم، بی همدمم، دیوانه ام، مستم نمی دانم کدامین حال و درد خويشتن گویم از آن گمگشته من هم نشانی أور اي قاصد که چو ن یعقوب نا بینا سخن با پیرهن گویم تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم امشب فکر کنم چهارمین شب محرم بود.ایام سوگواری خیلی گرم اجرا شدو هوای سرد رو خنثی میکرد. نوحه هایی که برای امام حسین میخوندن عذاداری هایی که میکردن تا یاد آن شهید بیفتن عالی بود. تازه یکی از دوستای قدیمیم رواونجا دیدم و کلی با هم حرف زدیم و یاد آن دوران کودکی که ایام محرم همیشه در محله خودمان قدم میزدیم و از تکیه ها دیدن میکردیم افتادیم. آخه چه دورانی بود وما لحظات تلخ وشیرینش رونمی دونستیم امروز بازم با این آقاهه... درس داشتیم بابا همش جوکه ها از بس به این پسرها درس میده یادش رفته که ما دختریم همیشه پای تابلو میگه ببین آقا... هی که بهش میگیم آخه برادر من ما خانومیم دوباره حرف خودش رو میزنه آخه من نمیدونم ما که هنوز را هنمایی هستیم ما رو چه به این که یه آقا بیاد درسمون بده یادش بخیر پارسال هم که باهاش کلاس داشتیم یه روز رفته بودیم زیر زمین که یهو یه سوزن رفت تو پاش بعدش سارا جون (همون نمک دون کلاسمون) بهش گفت اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره این آقا هم که بدجوری پیر همیشه موقع درس دادن یه کلمه درس میده بقیش یه ریز حرف میزنه این بود خصو صیات یکی از دبیرای ما مثلا درست کردن روزنامه دیواری.اما فقط گفتیم وخندیدیم ومسخره بازی درآوردیم. ولی یه کارایی هم کردیم تازه خیلیم قشنگ و ناز شده بود.باقیش هم موند واسه بعد... حالا می خواست بگه که اگه دخترا اینجوری کنن اون جوری میشه و این حرفها... بابا وضع خرابه و با این فیم ها نمی تونن تغیرش بدن همینه که هست راستی امروز فوتبال بد جوری حالمون رو گرفت ها!(البته پرسپولیسی هارو)تا داشتیم ذوق وشوق میکردیم که گل زدیم یه دفعه گل خوردیم چه وضعشه بابا!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

